Journal of Social Sciences - Kabul University
Not a member yet
244 research outputs found
Sort by
عوامل مؤثردر ایجاد انگیزهی تحصیلی
The factors influencing educational motivation are multifaceted and depend on students\u27 social, political, cultural, cognitive, and emotional development. This study is a literature-based research that synthesizes scholars’ perspectives on the subject. The objective of this paper is to enhance teachers’ awareness of the key factors that contribute to increasing students’ educational motivation. This research highlights that understanding the causes of educational motivation is essential for empowering students to take initiative in their learning journey. When students recognize the importance of motivation, they become more committed to their education and strive for academic success. Additionally, this study emphasizes the broader significance of motivation in education.عوامل مؤثر درایجاد انگیزهی تحصیلی امری چند بُعدی است که تقریباً به رشد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، شناختی و عاطفی محصلان بستگی دارد. به طور کلی انگیزه را میتوان بهعنوان نیروی محرک فعالیتهای انسان و عامل جهتدهندی آن تعریف کرد. مقالهی حاضر از نوع مروری– کتابخانهیی است که با استفاده از نظرات اندیشمندان و صاحبنظران در این حوزه گردآوری و نگاشته شده است. هدف از نگارش این مقاله افزایش آگاهی و اطلاعات استادان در ارتباط با شناخت عوامل مؤثر برای افزایش انگیزهی تحصیلی است. نتیجهی این مقاله نشان میدهد که شناخت عوامل مؤثر در ایجاد انګیزهی تحصیلی باعث میشود که محصلان خودرهبر شوند و پشت کار آنها در یادگیری بیشتر گشته ودر نتیجه مهارتهای استفاده از انگیزه باعث افزایش پیشرفت تحصیلی آنها شود و یا هرفرد اهمیت انگیزه و راههای غلبه شده بر نبود انگیزه را در زندهگی خویش یاد بگیرد.عوامل مؤثر در ایجاد انگیزهی تحصیلی امری چند بُعدی است که تقریباً به رشد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، شناختی و عاطفی دانشجویان بستگی دارد. به طور کلی انگیزه را میتوان بهعنوان نیروی محرک فعالیتهای انسان و عامل جهتدهندی آن تعریف کرد. مقالهی حاضر از نوع مروری– کتابخانهیی است که با استفاده از نظرات اندیشمندان و صاحبنظران در این حوزه گردآوری و نگاشته شده است. هدف از نگارش این مقاله افزایش آگاهی و اطلاعات استادان در ارتباط با شناخت عوامل مؤثر برای افزایش انگیزهی تحصیلی است. نتیجهی این مقاله نشان میدهد که شناخت عوامل مؤثر در ایجاد انګیزهی تحصیلی باعث میشود که دانشآموزان خودرهبر شوند و پشتکار آنها در یادگیری بیشتر گشته ودر نتیجه مهارتهای استفاده از انگیزه باعث افزایش پیشرفت تحصیلی آنها شود و یا هرفرد اهمیت انگیزه و راههای غلبه شده بر نبود انگیزه را در زندهگی خویش یاد بگیرد
د استاد سیدمحی الدین هاشمی د ادبی تذکرو تحلیلی څېړنه
In the biography of “Da Sardaro Totyan” all described poets were folkloric. This biography assemblage and standardized. In the “Abadee Zwandi” the martyred of the holy war “Jehad” were shortly defined. A specific ruled is not followed in the description of the martyred poets. In “Da Afghanistan Mashaheer” Some of its parts are prepared on the basis of the standard autobiography. In “Da Afghanistan Sal Numyalai Sere” which was firstly published by the name of “Da Afghanistan Mashaheer” and approximately 80 well-known persons were demarcated. In “Mulk e Dil” which is not prepared on the basis of a standard biography, but it shortly talks about the calligraphers.د سردرو توتیان اثر کې معرفي شوي شاعران زیاتره ولسی دي، دغه تذکره په معیار پوره ادبی تذکره ده، ابدي ژوندي اثر کې د جهادي شهیدان سره معرفي شوي دي، دا تذکره د تذکره لیکنې په معیارونو برابره نه ده، د افغانستان نومیالۍ میرمنې تذکره کې افغان نومیالۍ میرمنې معرفي شوي، په دې تذکره کې د ادبیو میرمنو تر څنک نورې د افغاني ټولنې نومیالۍ میرمنې هم معرفي شوي دي ، د افغانستان مشاهیر د دغې ادبي تذکرې ځنې برخې د تذکره لیکنې د معیارونو سره سم سمون خوري، د افغانستان سل نومیالۍ څیرې دغه ادبي تذکره لومړی د افغانستان مشاهیرو په نوم خپره شوې چې ټول (۸۰)تتنه نومیالې پکې معرفي شوي وؤ، خواوس دغه تذکره کې د معرفي شوؤ نومیالیو شمیر سلوتنو ته رسیږي، ملک دل یو تذکره ډوله اثر دی چې د خطاطانو پیژندنې ته ځانکړی شوی او د ادبي تذکره لیکنې په معیار برابره نه دی،
د سردرو توتیان اثر کې معرفي شوي شاعران زیاتره ولسی دي، دغه تذکره په معیار پوره ادبی تذکره ده، ابدي ژوندي اثر کې د جهادي شهیدان سره معرفي شوي دي، دا تذکره د تذکره لیکنې په معیارونو برابره نه ده، د افغانستان نومیالۍ میرمنې تذکره کې افغان نومیالۍ میرمنې معرفي شوي، په دې تذکره کې د ادبیو میرمنو تر څنک نورې د افغاني ټولنې نومیالۍ میرمنې هم معرفي شوي دي ، د افغانستان مشاهیر د دغې ادبي تذکرې ځنې برخې د تذکره لیکنې د معیارونو سره سم سمون خوري، د افغانستان سل نومیالۍ څیرې دغه ادبي تذکره لومړی د افغانستان مشاهیرو په نوم خپره شوې چې ټول (۸۰)تتنه نومیالې پکې معرفي شوي وؤ، خواوس دغه تذکره کې د معرفي شوؤ نومیالیو شمیر سلوتنو ته رسیږي، ملک دل یو تذکره ډوله اثر دی چې د خطاطانو پیژندنې ته ځانکړی شوی او د ادبي تذکره لیکنې په معیار برابره نه دی،
 
بررسی همبستگیهای آسیبشناسی روانی اعتیاد به انترنیت در بین محصلان پوهنتون بامیان
This study was conducted to identify psychopathological correlations associated with internet addiction among Bamyan University students to develop more effective preventive and therapeutic strategies through a better understanding of these factors. The present research employed a descriptive correlational design, with the statistical population comprising all students enrolled at Bamyan University during the 2023-2024 academic year. A total of 268 participants were selected using stratified random sampling. Results revealed a significant positive correlation between depression, anxiety, and stress with Internet addiction (P< 0.01). Furthermore, depression, stress, and anxiety were found to be significant predictors of Internet addiction (P< 0/0001). Anxiety, which accounted for 11% of the variance, was the best predictor, followed by depression (2%) and stress (2%). The Prevalence of internet addiction was significantly higher among male subjects. Finally, our results suggest that Self-Esteem is largely irrelevant to internet addiction (P > 0.05). Considering that Internet addiction can be predicted through the dimensions of depression and anxiety, the results of this research have important points in the field of education for students suffering from Internet addiction and therapeutic interventions to control their psychological dysfunction.این تحقیق با هدف شناسایی همبستگیهای آسیبشناسی روانی ناشی از اعتیاد به انترنیت در بین محصلان پوهنتون بامیان انجام شد تا بافهم بهتر این عوامل، راهکارهای پیشگیرانه و درمانی موثقتری ارائه شود. تحقیق حاضر مطالعهای توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری تمام محصلان پوهنتون بامیان در سال تحصیلی 1402 بودند، تعداد ۲۶۸ نفر به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. نتایج نشان داد که بین اعتیاد به انترنیت و افسردگی، اضطراب و استرس رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد (۰۱/۰>P). علاوه بر این، افسردگی، استرس و اضطراب در پیشبینی اعتیاد به انترنیت، معنیدار نشان داد (۰۰۰۱/۰>P). اضطراب که بهتنهایی 11% از واریانس را توجیه میکرد، بهترین پیشی بینی کننده بود. بعدازآن افسردگی 2% و فشار روانی 2% پیشبینی کنندههای بهتری بودند. همچنین شیوع اعتیاد به اینترنت در پسرها بهطور معنیداری بالاتر بود و سرانجام این عزتنفس تا حدودی زیادی با اعتیاد به انترنیت مرتبط (۰۵/۰<P) نشان داد. با توجه به اینکه اعتیاد به انترنیت از طریق ابعاد افسردگی و اضطراب قابل پیشبینی است؛ لذا نتایج این تحقیق نکات مهمی در زمینه آموزش محصلان مبتلابه اعتیاد به انترنیت و مداخلات درمانی برای کنترل بدکارکردی روانشناختی آنها همراه دارد.این تحقیق با هدف شناسایی همبستگیهای آسیبشناسی روانی ناشی از اعتیاد به انترنیت در بین محصلان پوهنتون بامیان انجام شد تا بافهم بهتر این عوامل، راهکارهای پیشگیرانه و درمانی موثقتری ارائه شود. تحقیق حاضر مطالعهای توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری تمام محصلان پوهنتون بامیان در سال تحصیلی 1402 بودند، تعداد ۲۶۸ نفر به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. نتایج نشان داد که بین اعتیاد به انترنیت و افسردگی، اضطراب و استرس رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد (۰۱/۰>P). علاوه بر این، افسردگی، استرس و اضطراب در پیشبینی اعتیاد به انترنیت، معنیدار نشان داد (۰۰۰۱/۰>P). اضطراب که بهتنهایی 11% از واریانس را توجیه میکرد، بهترین پیشی بینی کننده بود. بعدازآن افسردگی 2% و فشار روانی 2% پیشبینی کنندههای بهتری بودند. همچنین شیوع اعتیاد به اینترنت در پسرها بهطور معنیداری بالاتر بود و سرانجام این عزتنفس تا حدودی زیادی با اعتیاد به انترنیت مرتبط (۰۵/۰<P) نشان داد. با توجه به اینکه اعتیاد به انترنیت از طریق ابعاد افسردگی و اضطراب قابل پیشبینی است؛ لذا نتایج این تحقیق نکات مهمی در زمینه آموزش محصلان مبتلابه اعتیاد به انترنیت و مداخلات درمانی برای کنترل بدکارکردی روانشناختی آنها همراه دارد
بررسی میزان سبکهای تدریس استادان مؤسسه تحصیلات عالی غور
The quality of teaching styles and their alignment with learning styles play a significant role in the teaching-learning process. Therefore, this study was conducted to examine the teaching styles of faculty members at Ghor University. A descriptive-analytical method was employed. The statistical population of the study consisted of 100 faculty members of Ghor University. The Grasha Teaching Style Inventory (2002) was used as the research instrument. The findings indicate that the expert teaching style was dominant in the Faculty of Agriculture (mean = 34.10), the facilitator style in the Faculty of Islamic Studies (mean = 33.50), the interactive style in the Faculty of Education (mean = 33.55), and again the expert style in the Faculty of Computer Science (mean = 33.40). Furthermore, a significant relationship was found between teaching styles and academic rank (p < 0.001), as well as between teaching styles and educational degree (p < 0.001). Based on the results, the expert style is identified as the dominant teaching style in the Faculties of Agriculture and Computer Science, the facilitator style in the Faculty of Islamic Studies, and the interactive style in the Faculty of Education.کیفیت سبک تدریس و تطبیق آن با سبکهای یادگیری در محیط یادگیری نقش بسزایی در فرایند یاددهی- یادگیری. پس این تحقیق، به هدف بررسی سبکهای تدریس اساتید پوهنتون غور انجام شده است. از روش توصیفی- تحلیلی استفاده گردیده. جامعه آماری این تحقیق ۱۰۰ نفر استادان پوهنتون غور میباشد. از پرسشنامه سبکهای تدریس گراشاد(۲۰۰۲) استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد که سبک تخصصی با میانگین ۳۴.۱۰ در پوهنځی زراعت و سبک تسهیل گری با میانگین۳۳.۵۰ در پوهنځی شرعیات، سبک تدریس تعاملی با میانگین ۳۳.۵۵ در پوهنځی تعلیم وتربیه و در نهایت سبک تخصصی با میانگین ۳۳.۴۰ در پوهنځی کمپیوتر ساینس غالب بوده است. و همچنان رابطه بین سبک تدریس استادان و رتبه علمی در سطح معناداری (p<0.001 )، رابطه بین سبک تدریس و درجه تحصیلی در سطح معناداری (p<0,001) رابطه معنادار بدست آمده است. برمبنایی نتایج، سبک تخصصی در پوهنځی زراعت و کمپیوتر ساینس، سبک تسهیلگری در پوهنځی شرعیات و سبک تعاملی در پوهنځی تعلیم وتربیه سبک غالب اعلان میشود.کیفیت سبک تدریس و تطبیق آن با سبکهای یادگیری در محیط یادگیری نقش بسزایی در فرایند یاددهی- یادگیری. پس این تحقیق، به هدف بررسی سبکهای تدریس اساتید پوهنتون غور انجام شده است. از روش توصیفی- تحلیلی استفاده گردیده. جامعه آماری این تحقیق ۱۰۰ نفر استادان پوهنتون غور میباشد. از پرسشنامه سبکهای تدریس گراشاد(۲۰۰۲) استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد که سبک تخصصی با میانگین ۳۴.۱۰ در پوهنځی زراعت و سبک تسهیل گری با میانگین۳۳.۵۰ در پوهنځی شرعیات، سبک تدریس تعاملی با میانگین ۳۳.۵۵ در پوهنځی تعلیم وتربیه و در نهایت سبک تخصصی با میانگین ۳۳.۴۰ در پوهنځی کمپیوتر ساینس غالب بوده است. و همچنان رابطه بین سبک تدریس استادان و رتبه علمی در سطح معناداری (p<0.001 )، رابطه بین سبک تدریس و درجه تحصیلی در سطح معناداری (p<0,001) رابطه معنادار بدست آمده است. برمبنایی نتایج، سبک تخصصی در پوهنځی زراعت و کمپیوتر ساینس، سبک تسهیلگری در پوهنځی شرعیات و سبک تعاملی در پوهنځی تعلیم وتربیه سبک غالب اعلان میشود
بررسی رابطه بین عدالتسازمانی و بهرهوری نیرویانسانی در نظام تحصیلاتعالی افغانستان (مطالعه موردی: وزارت تحصیلات عالی افغانستان)
Exploring the relationship between organizational justice and human resource productivity in Afghanistan\u27s higher education system was the purpose of this study. A total of 227 people were selected as a sample from 553 employees of the Ministry of Higher Education using the probability sampling method. The data collection tool was Niehoff and Moorman\u27s (1993) Organizational Justice Questionnaire and Hersey and Goldsmith\u27s (1980) Human Resource Productivity Questionnaire. Were used to colect the data the resalt showed that there is a positive, moderate and significant relationship between the two variables of organizational justice and human resource productivity. Also, the results of Pearson\u27s correlation test showed that distributive justice and relational justice had a moderate and approximately high relationship with human resource productivity, while the relationship between procedural justice and human resource productivity was found to be weak.هدف این تحقیق بررسی رابطه بین عدالتسازمانی و بهرهوری نیروی انسانی در نظام تحصیلات عالی افغانستان میباشد. به تعداد 227 نفر با روش نمونهگیری احتمالی از میان 553 نفر کارمندان وزارت تحصیلات عالی بهحیث نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها پُرسشنامه سنجش عدالتسازمانی نیهوف و مورمن (1993) و پُرسشنامه سنجش بهرهوری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت (1980) بود. محـاسبه ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین دو متغیر عدالتسازمانی و بهرهوری نیروی انسانی رابطهی مثبت، متوسط و معنیدار وجود دارد. همچنان، نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که عدالت توزیعی و عدالت مراودهای با بهرهوری نیروی انسانی، رابطه متوسط و تقربیاً بالایی داشته، در حالیکه رابطة عدالت رویهای و بهرهوری نیروی انسانی ضعیف محاسبه گردید.هدف این تحقیق بررسی رابطه بین عدالتسازمانی و بهرهوری نیروی انسانی در نظام تحصیلات عالی افغانستان میباشد. به تعداد 227 نفر با روش نمونهگیری احتمالی از میان 553 نفر کارمندان وزارت تحصیلات عالی بهحیث نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها پُرسشنامه سنجش عدالتسازمانی نیهوف و مورمن (1993) و پُرسشنامه سنجش بهرهوری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت (1980) بود. محـاسبه ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین دو متغیر عدالتسازمانی و بهرهوری نیروی انسانی رابطهی مثبت، متوسط و معنیدار وجود دارد. همچنان، نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که عدالت توزیعی و عدالت مراودهای با بهرهوری نیروی انسانی، رابطه متوسط و تقربیاً بالایی داشته، در حالیکه رابطة عدالت رویهای و بهرهوری نیروی انسانی ضعیف محاسبه گردید
د درسي ټولګي پر مدیریتي سبکونو د استادانو د جنسیت او تحصیلي رشتې اغېز څېړل موردي مطالعه؛ کابل پوهنتون ۱۳۹۸
The research under the title of Investigating the Effect of Professors\u27 Gender and educational discipline on classroom management styles was conducted at Kabul University. The research method is correlational, applied in terms of purpose, quantitative in terms of information, and field research in terms of location. The research participants are professors of Kabul University, the total number is 907, 717 are men and 190 are women. 270 were selected as a sample. Data were collected by Wolfgang and Glickman\u27s (2008) questionnaire and analyzed using SPSS. The results showed that the dominant style of the Kabul University professors is (the interventionist style). Female professors tend to have a more interventionist style than male professors. Social sciences-related faculties professors use an Interactive style, But the professors of natural science-related faculties have an interventionist style.د درسي ټولګي پر مدیریتي سبکونو د استادانو د جنسیت او تحصیلي رشتې اغېز ترسرلیک لاندې څېړنه په کابل پوهنتون کې شوې، اصلي موخهیې د استادانو غالب مدیریتي سبک پېژندل او پرمدیریتي سبک د جنسیت او تحصیلي رشتې اغېز څېړل دي. څېړنه د مېتود له نظره رابطهاي، د موخې له نظره عملي، د اطلاعاتو له اړخه کمي او د ځای له نظره ساحوي ده. دڅېړنې ګډونوال، د کابل پوهنتون استادان دي، چې شمېریې ۹۰۷ تنه دی، ۷۱۷ تنه نارینه او ۱۹۰ تنه ښځینه دي. د کوکران فورمول پرمټ ۲۷۰ تنه دنمونې په توګه ټاکل شوي. اطلاعات د ولفګانګ او ګلېکمن(۲۰۰۸) پوښتنپانې پهواسطه را ټول شوي او د(SPSS) پرمټ تحلیل شوي. پایلو وښوده چې د کابل پوهنتون استادانو غالب مدیریتي سبک (لاسوهونکی سبک) دی. ښځینه د نارینه په نسبت، ډېرې لاسوهونکي سبک ته تمایل لري. د ټولنیزو علومو اړوند پوهنځیو استادان تعامليسبک؛ خو د طبیعي علومو اړوند پوهنځیو استادان مداخلهګرسبک لري.د درسي ټولګي پر مدیریتي سبکونو د استادانو د جنسیت او تحصیلي رشتې اغېز تر سرلیک لاندې څېړنه په کابل پوهنتون کې شوې، اصلي موخهیې د استادانو غالب مدیریتي سبک پېژندل او پرمدیریتي سبک د جنسیت او تحصیلي رشتې اغېز څېړل دي. څېړنه د مېتود له نظره رابطهاي، د موخې له نظره عملي، د اطلاعاتو له اړخه کمي او د ځای له نظره ساحوي ده. دڅېړنې ګډونوال، د کابل پوهنتون استادان دي، چې شمېریې ۹۰۷ تنه دی، ۷۱۷ تنه نارینه او ۱۹۰ تنه ښځینه دي. د کوکران فورمول پرمټ ۲۷۰ تنه دنمونې په توګه ټاکل شوي. اطلاعات د ولفګانګ او ګلېکمن(۲۰۰۸) پوښتنپانې پهواسطه را ټول شوي او د(SPSS) پرمټ تحلیل شوي. پایلو وښوده چې د کابل پوهنتون استادانو غالب مدیریتي سبک (لاسوهونکی سبک) دی. ښځینه د نارینه په نسبت، ډېرې لاسوهونکي سبک ته تمایل لري. د ټولنیزو علومو اړوند پوهنځیو استادان تعامليسبک؛ خو د طبیعي علومو اړوند پوهنځیو استادان مداخلهګرسبک لري
علل گرایش به نقل محصلان: مطالعه موردی پوهنځی روان¬شناسی و علوم تربیتی
The aim of this study was to explore the causes of cheating among students of the Faculty of Psychology and Educational Science, Kabul University. Descriptive research method was used and 186 students were selected as sample for the current study. Stephens and Golbach (2007) cheating attitude questionnaire was used to collect the necessary data. The variance of repeated measurements and independent t-tests were used to analyze the data. The results showed that score orientation, intense competitive climate, and lack of learning motivation were the most causes of cheating among the participants. This study also found that older students cheat more than younger students. Moreover, no statistically significant difference was observed between male and female students. These findings emphasize the existing climate in the educational environment promotes the culture of academic cheating. Identification of causes of cheating in first years decreases the cheating culture in educational environment.هدف این تحقیق بررسی علل نقل در بین محصلان پوهنځی روانشناسی و علوم تربیتی پوهنتون کابل بوده که به روش تحقیق توصیفی پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری به تعداد ۱۸۶ نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه نگرش به نقل استفنز وگلباچ (۲۰۰۷) برای گردآوری داده استفاد شد. داده ها از طریق آزمون های تحلیل واریانس هم بسته و تی مستقل تحلیل شدند. نتایج تحلیل نشان داد که محصلان بیشتر به دلیل نمره گرایی، جو رقابتی شدید و نداشتن انگیزه یادگیری نقل میکنند. علاوه بر این مقایسه نقل کرد در بین محصلان با سنین مختلف نشان داد که محصلان با سنین بالاتر بیشتر تمایل به نقل دارند و تفاوت معناداری بین نقل کردن محصلان دختر و پسر وجود ندارد. بر اساس یافته ها میتوان بیان کرد که رویکرد نمره گرایی در محیط آموزشی باعث ترویج فرهنگ فریبکاری تحصیلی شده است. با شناسایی عوامل نقل در سالهای ابتدایی میتوان فرهنگ نقل کردن را در محیط آموزش کاهش داد.هدف این تحقیق بررسی علل نقل در بین محصلان پوهنځی روانشناسی و علوم تربیتی پوهنتون کابل بوده که به روش تحقیق توصیفی پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری به تعداد ۱۸۶ نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه نگرش به نقل استفنز وگلباچ (۲۰۰۷) برای گردآوری داده استفاد شد. داده ها از طریق آزمون های تحلیل واریانس هم بسته و تی مستقل تحلیل شدند. نتایج تحلیل نشان داد که محصلان بیشتر به دلیل نمره گرایی، جو رقابتی شدید و نداشتن انگیزه یادگیری نقل میکنند. علاوه بر این مقایسه نقل کرد در بین محصلان با سنین مختلف نشان داد که محصلان با سنین بالاتر بیشتر تمایل به نقل دارند و تفاوت معناداری بین نقل کردن محصلان دختر و پسر وجود ندارد. بر اساس یافته ها میتوان بیان کرد که رویکرد نمره گرایی در محیط آموزشی باعث ترویج فرهنگ فریبکاری تحصیلی شده است. با شناسایی عوامل نقل در سالهای ابتدایی میتوان فرهنگ نقل کردن را در محیط آموزش کاهش داد
میزان اختلالات یادگیری خاص در میان دانش¬آموزان مکاتب ابتدایی شهرکابل
This study aimed to assess the prevalence of specific learning disorders among students of primary schools in Kabul city by descriptive analytical method. 400 (200 boys and 200 girls) primary school students were selected through multistage cluster sampling method as sample of the study. Shalev’s (1993) academic achievement & diagnostic test of calculation and Rajabi (1386) scale for dyslexia and dyscalculia disorders were used to collect the necessary data. Results indicated that 24% (26.4% girls and 23.3% boys) of primary school students in Kabul had specific learning disorders. The prevalence of dysgraphia, dyslexia and dyscalculia disorder were 26.5%, 24.3% and 21.3% respectively. Difference between prevalence of dyscalculia and dysgraphia and dyslexia in male and female students was statistically significant. According to the results, it is necessary to address these students’ problems different ways, such as developing teachers\u27 skills.این تحقیق با هدف بررسی میزان اختلالات یادگیری خاص در میان دانش آموزان مکاتب ابتدایی شهر کابل با روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. نمونه این تحقیق را 400 دانش آموز (200 پسر و 200 دختر) دورۀ ابتدایی با روش نمونه گیری خوشهای انتخاب و با استفاده از سه آزمون پیشرفت تحصیلی و تشخیصی ریاضی شلو( 1993)، آزمون اختلال در خواندن و نوشتن رجبی (1386) مورد سنجش قرار گرفتند، تشکیل میدهد. نتایج نشان داد که 24% (24.6 % دختر و 23.3 %) فیصد دانش آموزان ابتدایی شهر کابل دارای اختلالات یادگیری خاص میباشند. همچنین میزان شیوع اختلال نوشتن 26.5 فیصد، اختلال خواندن 24.3 فیصد و اختلال ریاضی 21.3 فیصد میباشد. تفاوت بین شیوع اختلال ریاضی و اختلال خواندن و نوشتن در دانش آموزان دختر و پسر از نظر آماری معنادار بود. با توجه به نتایج، رسیدگی به این افراد از طریق های مختلف چون انکشاف مهارت های معلمان امر حتمی پنداشته میشود.این تحقیق با هدف بررسی میزان اختلالات یادگیری خاص در میان دانش آموزان مکاتب ابتدایی شهر کابل با روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. نمونه این تحقیق را 400 دانش آموز (200 پسر و 200 دختر) دورۀ ابتدایی با روش نمونه گیری خوشهای انتخاب و با استفاده از سه آزمون پیشرفت تحصیلی و تشخیصی ریاضی شلو( 1993)، آزمون اختلال در خواندن و نوشتن رجبی (1386) مورد سنجش قرار گرفتند، تشکیل میدهد. نتایج نشان داد که 24% (24.6 % دختر و 23.3 %) فیصد دانش آموزان ابتدایی شهر کابل دارای اختلالات یادگیری خاص میباشند. همچنین میزان شیوع اختلال نوشتن 26.5 فیصد، اختلال خواندن 24.3 فیصد و اختلال ریاضی 21.3 فیصد میباشد. تفاوت بین شیوع اختلال ریاضی و اختلال خواندن و نوشتن در دانش آموزان دختر و پسر از نظر آماری معنادار بود. با توجه به نتایج، رسیدگی به این افراد از طریق های مختلف چون انکشاف مهارت های معلمان امر حتمی پنداشته میشود
د نړيوالو ادبیاتو په نژدېکولو کې د پرتلیز ادب ونډه(د لیلی او مجنون کیسه د بېلګې په ډول)
By highlighting and expressing the importance of comparative literature in monotheism the present article depicts global literature and its closeness to each other in all parts of the world. First of all, comparative literature acknowledges the universality of global literatures from the earliest days, and in this regard, the influence of Arabic literature on some other literatures is also a good proof of this claim.This article deals with the issue of the origin and interaction between Arabic and Pashto literatures in the storytelling of the literates of the said literature in a comprehensive way. The story of Layla and Majnun has been selected as a literary example in the mentioned literatures. Findings show that the versions of Layla and Majnun story have many similarities in terms of the story and also in terms of the protagonist of the story in Arabic (Qais is Majnun’s counterpart in Arabic), Pashto literature, but they also have differences.دغه څېړنه د نړېوالو ادبیاتو یو بل ته پر نژدې کولو کې د پرتلیز ادب رول څرګندوي؛ پرتلیز ادب له خپل پایله د ادب نړیوالتوب منلی، د اسلام له راتګ څخه وروسته د عربي ژبې ادب ځینو فنونو دنورو ژبو پر ادبیاتو اغېزه وکړه، او له نورو ژبو یې ځینې موضوع ګانې هم راو اخیستي، د نړیوالو ادبیاتو ترمنځ د راکړې ورکړې اصل ثابت دی، هیڅ ژبه له دغه اصل څخه مستغني نشو ګڼلای. په اسلامي ادبیاتو کېیې ښه بېلګه د لیلی اومجنون کیسه ده، چې د شرقي ژبو په ډېرو ادبیاتو کې لکه عربي، دري، اردو، ترکي او پښتو لیکل شوې ده. دغه څېړنه د(عربي او پښتو) ادبیاتو ترمنځ د لیلی او مجنون پرکیسې رڼا اچوي، په دواړو ادبیاتو کې د کیسې د رامنځ ته کېدو پر پیدایښت او د دواړو ترمنځ د ورته والي او توپیرونو او همدارنګه د اغېزمنېدو پر کچه غږېږي.دغه څېړنه د نړېوالو ادبیاتو یو بل ته پرنژدې کولو کې د پرتلیز ادب رول څرګندوي؛ پرتلیز ادب له خپل پایله د ادب نړیوالتوب منلی، د اسلام له راتګ څخه وروسته د عربي ژبې ادب ځینو فنونو دنورو ژبو پر ادبیاتو اغېزه وکړه، او له نورو ژبو یې ځینې موضوع ګانې هم راو اخیستي، د نړیوالو ادبیاتو ترمنځ د راکړې ورکړې اصل ثابت دی، هیڅ ژبه له دغه اصل څخه مستغني نشو ګڼلای. په اسلامي ادبیاتو کېیې ښه بېلګه د لیلی اومجنون کیسه ده، چې د شرقي ژبو په ډېرو ادبیاتو کې لکه عربي، دري، اردو، ترکي او پښتو لیکل شوې ده. دغه څېړنه د(عربي او پښتو) ادبیاتو ترمنځ د لیلی او مجنون پرکیسې رڼا اچوي، په دواړو ادبیاتو کې د کیسې د رامنځ ته کېدو پر پیدایښت او د دواړو ترمنځ د ورته والي او توپیرونو او همدارنګه د اغېزمنېدو پر کچه غږېږي
د درسي ټولګي پر مدیریتي سبکونو د استادانو د زدهکړو کچې، علمي رتبې او تجربې د اغېز څېړنه موردي مطالعه؛ کابل پوهنتون ۱۳۹۸
The research under the title of Investigating the Effect of Professors\u27 Gender and educational discipline on classroom management styles was conducted at Kabul University. The research method is correlational, applied in terms of purpose, quantitative in terms of information, and field research in terms of location. The research participants are professors of Kabul University, the total number is 907, in this, 717 are men and 190 are women. 270 were selected as a sample. Data were collected by Wolfgang and Glickman\u27s (2008) questionnaire and analyzed using SPSS24. The results showed that the dominant style of the Kabul University professors is (the interventionist style). PhD professors tend to be more in the interactionist style of classroom management and Master and Bachelor assistant professors tend to be more in the interventionist style of classroom management. From the scientific rank, teaching assistant, and assistant professors (higher rank) use Interactionist Style of classroom management, but assistant professors (lower rank), associate professors and professors use the Interventionist Style of classroom management. There was no significant relationship between experience and classroom management styles.د درسي ټولګي پر مدیریتي سبک د استادانو د زدهکړو کچې، علمي رتبې او تجربې اغېز تر سرلیک لاندې څېړنه په کابل پوهنتون کې شوې، اصلي موخه یې د استادانو غالب مدیریتي سبک پېژندل او پر مدیریتي سبک د استادانو د زدهکړو کچې او علمی رتبې او تجربې اغېز څېړل دي. څېړنه د مېتود له نظره رابطهاي، د موخې له نظره عملي، د اطلاعاتو له اړخه څومره ییزه(کمي) او د ځای له نظره ساحوي څېړنه ده. د څېړنې ګډونوال، دکابل پوهنتون استادان دي، چې شمېر یې ۹۰۷ تنه دی، ۷۱۷ تنه نارینه او ۱۹۰ تنه ښځینه دي. د کوکران فورمول پرمټ ۲۷۰ تنه د نمونې په توګه ټاکل شوي. اطلاعات د ولفګانګ او ګلېکمن(۲۰۰۸) پوښتنپانې پهواسطه را ټول شوي اود(SPSS) په مټ تحلیل شوي. پایلو وښوده چې دکابل پوهنتون استادانو غالب مدیریتي سبک (مداخلهګر سبک) دی. پي ایچ ډي استادان تر ډېره تعاملي سبک ته تمایل لري، په داسې حال کې چې ماسټر او لېسانس استادان مداخله ګر سبک ته تمایل لري. پوهیالي، پوهنیار او پوهندوی استادان ډېری له تعاملي سبک څخه ګټه اخلي؛ خو پوهنمل، پوهنوال او پوهاند استادان بیا مداخلهګر سبک ته تمایل لري. د استادانو د خدمت وخت او درسي ټولګي مدیریتي سبکونو ترمنځ معناواله اړیکه نشته.د درسي ټولګي پر مدیریتي سبک د استادانو د زدهکړو کچې، علمي رتبې او تجربې اغېز تر سرلیک لاندې څېړنه په کابل پوهنتون کې شوې، اصلي موخه یې د استادانو غالب مدیریتي سبک پېژندل او پر مدیریتي سبک د استادانو د زدهکړو کچې او علمی رتبې او تجربې اغېز څېړل دي. څېړنه د مېتود له نظره رابطهاي، د موخې له نظره عملي، د اطلاعاتو له اړخه څومره ییزه(کمي) او د ځای له نظره ساحوي څېړنه ده. د څېړنې ګډونوال، دکابل پوهنتون استادان دي، چې شمېر یې ۹۰۷ تنه دی، ۷۱۷ تنه نارینه او ۱۹۰ تنه ښځینه دي. د کوکران فورمول پرمټ ۲۷۰ تنه د نمونې په توګه ټاکل شوي. اطلاعات د ولفګانګ او ګلېکمن(۲۰۰۸) پوښتنپانې پهواسطه را ټول شوي اود(SPSS) په مټ تحلیل شوي. پایلو وښوده چې دکابل پوهنتون استادانو غالب مدیریتي سبک (مداخلهګر سبک) دی. پي ایچ ډي استادان تر ډېره تعاملي سبک ته تمایل لري، په داسې حال کې چې ماسټر او لېسانس استادان مداخله ګر سبک ته تمایل لري. پوهیالي، پوهنیار او پوهندوی استادان ډېری له تعاملي سبک څخه ګټه اخلي؛ خو پوهنمل، پوهنوال او پوهاند استادان بیا مداخلهګر سبک ته تمایل لري. د استادانو د خدمت وخت او درسي ټولګي مدیریتي سبکونو ترمنځ معناواله اړیکه نشته