Journal of Social Sciences - Kabul University
Not a member yet
244 research outputs found
Sort by
بررسی میزان سلامت اجتماعی محصلان پوهنځی روانشناسی و علوم تربیتی پوهنتون کابل
This study was conducted to assess the social health of students in the Faculty of Psychology and Educational Sciences at Kabul University. The study employed a descriptive-analytical method with a random sample of 200 students (from a population of 606). Data were collected using the "Keyes" Social Health Questionnaire and analyzed with SPSS software, version 26. The results indicated that the students\u27 level of social health was moderate. Among the components, social integration had a significant relationship with social health, whereas social acceptance and social flourishing did not show such a relationship. Additionally, social health differed significantly according to age. These findings emphasize the need for special attention to strengthening components such as social flourishing to improve students\u27 social health. Accordingly, it is recommended that the university facilitate the development of these components by designing educational programs, counseling services, and participatory activities.این تحقیق با هدف سنجش سلامت اجتماعی محصلان پوهنځی روانشناسی و علوم تربیتی پوهنتون کابل انجام شده است. مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی و با نمونهگیری تصادفی از 200 محصل (از جامعه 606 نفری) صورت گرفت. دادهها با پرسشنامه سلامت اجتماعی «کییز» گردآوری و با نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد سطح سلامت اجتماعی محصلان در حد متوسط است. در میان مؤلفهها، همبستگی اجتماعی با سلامت اجتماعی رابطه معنادار داشت، اما پذیرش اجتماعی و شکوفایی اجتماعی چنین رابطهای نشان ندادند. همچنین، سلامت اجتماعی بر حسب سن تفاوت معناداری داشت. این یافتهها بر ضرورت توجه ویژه به تقویت مؤلفههایی چون شکوفایی اجتماعی برای ارتقای سلامت اجتماعی محصلان تأکید میکند. بر این اساس، پیشنهاد میشود پوهنتون با طراحی برنامههای آموزشی، مشاورهای و فعالیتهای مشارکتی، زمینه رشد این مؤلفهها را فراهم سازد.این تحقیق با هدف سنجش سلامت اجتماعی محصلان پوهنځی روانشناسی و علوم تربیتی پوهنتون کابل انجام شده است. مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی و با نمونهگیری تصادفی از 200 محصل (از جامعه 606 نفری) صورت گرفت. دادهها با پرسشنامه سلامت اجتماعی «کییز» گردآوری و با نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد سطح سلامت اجتماعی محصلان در حد متوسط است. در میان مؤلفهها، همبستگی اجتماعی با سلامت اجتماعی رابطه معنادار داشت، اما پذیرش اجتماعی و شکوفایی اجتماعی چنین رابطهای نشان ندادند. همچنین، سلامت اجتماعی بر حسب سن تفاوت معناداری داشت. این یافتهها بر ضرورت توجه ویژه به تقویت مؤلفههایی چون شکوفایی اجتماعی برای ارتقای سلامت اجتماعی محصلان تأکید میکند. بر این اساس، پیشنهاد میشود پوهنتون با طراحی برنامههای آموزشی، مشاورهای و فعالیتهای مشارکتی، زمینه رشد این مؤلفهها را فراهم سازد
مزیتها و کاستیهای ارزیابی اعضای کادر علمی توسط محصل: مطالعه مروری
This study aimed to highlight the pros and cons of the evaluation of faculty members by students using a review method. The purpose of judging faculty members academic performance is to improve their competence and instructional activities. Awareness from students\u27 expectations, establishing direct communication between students and faculty members, providing immediate feedback to faculty members, easy implementation and involving students as the main customers of lessons in evaluation are the pros of this evaluation method. Lack of sufficient ability of students to judge, dishonesty, carelessness, interference of personal goals of students and impact of other factors on evaluation are found to be the cons of this method. If the limitations of this method are not identified and managed by authorities of the university, it may reduce the motivation of faculty members and in most cases, it will be used as a pressure tool by the students to achieve their inappropriate and illogical demands.این مطالعه با هدف بررسی مزیت ها و کاستی های ارزیابی اعضای کادر علمی توسط محصل باروش مروری اجرا گردید. منظور از ارزیابی اعضای کادر علمی قضاوت درباره عملکرد آموزشی عضو کادر به منظور رشد شایستگی و بهبود فعالیتهای آموزشی آنها است. آگاهی از انتظارات محصلان، ایجاد ارتباط مستقیم میان محصل و عضو کادر علمی، ارائه فیدبک های فوری به عضوکادرعلمی، اجرای آسان و سهیم ساختن محصلان به عنوان مشتریان اصلی درس در ارزیابی از مزیت های این روش ارزیابی است. عدم صلاحیت کافی محصلان برای قضاوت، عدم صداقت، بیدقتی، دخالت دادن اغراض شخصی محصلان و تحت تأثیر قرار گرفتن ارزیابی به عوامل دیگر از جمله کاستی های این روش به شمار میرود. اگر محدودیتهای این روش ارزیابی از سوی مسوولان شناسایی و مدیریت نشود، باعث کاهش انگیزه اعضای کادر علمی شده و در بسا موارد به عنوان ابزار فشار از سوی محصلان بازی گوش و بی برنامه جهت رسیدن به خواسته های نا به جا و غیر منطقی آنها خواهد شد.این مطالعه با هدف بررسی مزیت ها و کاستی های ارزیابی اعضای کادر علمی توسط محصل با روش مروری اجرا گردید. منظور از ارزیابی اعضای کادر علمی قضاوت درباره عملکرد آموزشی عضو کادر به منظور رشد شایستگی و بهبود فعالیتهای آموزشی آنها است. آگاهی از انتظارات محصلان، ایجاد ارتباط مستقیم میان محصل و عضو کادر علمی، ارائه فیدبک های فوری به عضوکادرعلمی، اجرای آسان و سهیم ساختن محصلان به عنوان مشتریان اصلی درس در ارزیابی از مزیت های این روش ارزیابی است. عدم صلاحیت کافی محصلان برای قضاوت، عدم صداقت، بیدقتی، دخالت دادن اغراض شخصی محصلان و تحت تأثیر قرار گرفتن ارزیابی به عوامل دیگر از جمله کاستی های این روش به شمار میرود. اگر محدودیتهای این روش ارزیابی از سوی مسوولان شناسایی و مدیریت نشود، باعث کاهش انگیزه اعضای کادر علمی شده و در بسا موارد به عنوان ابزار فشار از سوی محصلان بازی گوش و بی برنامه جهت رسیدن به خواسته های نا به جا و غیر منطقی آنها خواهد شد
تورم و تأثیرات آن بر بیکاری در افغانستان
Unemployment and inflation are persistent economic challenges in every society, particularly in developing countries. Economic theories suggest that in the short term, higher inflation can lead to lower unemployment. This study examines the effects of inflation on unemployment in Afghanistan using time-series data from 2001 to 2020. The Autoregressive Distributed Lag (ARDL) model is employed to analyze the relationship between these two macroeconomic variables. The findings indicate that in the long run, inflation has a negative relationship with the unemployment rate, where a 1% increase in inflation is associated with a 0.062% decrease in unemployment. However, this relationship is not statistically significant. In contrast, the short-run analysis reveals a positive and significant correlation, showing that a 1% increase in inflation leads to a 0.878% rise in unemployment. Diagnostic tests confirm that the model’s residuals are homoscedastic, exhibit no serial correlation, and maintain stability.بیکاری و تورم از مشکلات متداول اقتصادی در هر جامعه، خصوصاً کشورهای روبهانکشاف میباشد. اتفاق نظر علما در برهههای مختلف زمانی حاکی از آنست که در کوتاهمدت با پذیرفتن نرخ بلندتر تورم، میتوان با بیکاری در جامعه مبارزه کرد. هدف این تحقیق مطالعه تأثیرات تورم بالای بیکاری در افغانستان با استفاده از دادههای سریزمانی سالهای (2001-2020) میباشد. برای تحلیل رابطه از مُدل ARDL استفاده گردیده است. نتایج بدستآمده نشان میدهد که در درازمدت تورم با نرخ بیکاری رابطه منفی داشته، با هر فیصد افزایش در نرخ تورم، بیکاری به اندازه 0.062 درصد کاهش خواهد نمود، اما ضریب آن معنیدار نیست. در کوتاهمدت تورم با بیکاری رابطه مثبت و معنیدار داشته، با هر فیصد افزایش در نرخ تورم، بیکاری به اندازه 0.878 درصد افزایش خواهد نمود. آزمونهای تشخیصی مُدل نشان میدهد که باقیماندههای مُدل همواریانس بوده و همبستگی میان آنها وجود ندارد. مُدل بصورت درست تصریح گردیده و با ثبات میباشد.بیکاری و تورم از مشکلات متداول اقتصادی در هر جامعه، خصوصاً کشورهای روبهانکشاف میباشد. اتفاق نظر علما در برهههای مختلف زمانی حاکی از آنست که در کوتاهمدت با پذیرفتن نرخ بلندتر تورم، میتوان با بیکاری در جامعه مبارزه کرد. هدف این تحقیق مطالعه تأثیرات تورم بالای بیکاری در افغانستان با استفاده از دادههای سریزمانی سالهای (2001-2020) میباشد. برای تحلیل رابطه از مُدل ARDL استفاده گردیده است. نتایج بدستآمده نشان میدهد که در درازمدت تورم با نرخ بیکاری رابطه منفی داشته، با هر فیصد افزایش در نرخ تورم، بیکاری به اندازه 0.062 درصد کاهش خواهد نمود، اما ضریب آن معنیدار نیست. در کوتاهمدت تورم با بیکاری رابطه مثبت و معنیدار داشته، با هر فیصد افزایش در نرخ تورم، بیکاری به اندازه 0.878 درصد افزایش خواهد نمود. آزمونهای تشخیصی مُدل نشان میدهد که باقیماندههای مُدل همواریانس بوده و همبستگی میان آنها وجود ندارد. مُدل بصورت درست تصریح گردیده و با ثبات میباشد
برخی شبهات مستشرقین پیرامون عملکرد خلفای راشدین در مورد تدوین سنت نبوی
Some Orientalist doubts about the actions of the Khulafay-e-Rashidun in compiling the Sunna’a of the Prophet. But there are two different views on the Sunna’ of the Holy Prophet. The first view: Mohaddesin are of the opinion that at the beginning of Islam, the Messenger of Allah forbade the writing of Sunna’s for some reasons and considerations, and then issued permission for it. Writing and drafting has been developed in the time of the Companions and some rules and regulations were set in this respect. As such the actions of the Khulafay-e-Rashidun led to the protection and preservation of Sunna’a. Second opinion: Orientalists raise some doubts about the collection and compilation of Sunna’a and about the performance of the Khulafay-e-Rashidun and pretend that these doubts are something accepted to all. In this article, we try to examine and study their doubts, particularly those about the performance of the Khulafay-e-Rashidun.همه دانشمندان براین نظر اتفاق دارند که قرآنکریم در عهد رسول الله به اشکال مختلف نوشته شده است. اما در مورد سنت نبی اکرم دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. دیدگاه اول: محدثین بر این نظر اند که در ابتدای اسلام رسول الله روی برخی علل و ملحوظات از کتابت احادیث منع نمود وسپس اجازهی آن را صادر فرمود. کتابت و نوشتاری در عهد صحابهی کرام توسیع بافته و برخی قواعد و ضوابط نیز در این راستا وضع گردید. و عملکرد خلفای راشدین باعث حفاظت وصیانت احادیث گردید. دیدگاه دوم: مستشرقین برخی شبهات را در مورد جمع وتدوین سنت وپیرامون عملکرد خلفای راشدین مطرح نموده و اینگونه وانمود میسازند که گویا این شبهات بحثهای مسلم و پذیرفته شده است که ما در این مقاله میکوشیم شک و شبهات آنها را مخصوصاً پیرامون عملکرد خلفای راشدین مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم.همه دانشمندان براین نظر اتفاق دارند که قرآنکریم در عهد رسول الله به اشکال مختلف نوشته شده است. اما در مورد سنت نبی اکرم دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. دیدگاه اول: محدثین بر این نظر اند که در ابتدای اسلام رسول الله روی برخی علل و ملحوظات از کتابت احادیث منع نمود وسپس اجازهی آن را صادر فرمود. کتابت و نوشتاری در عهد صحابهی کرام توسیع بافته و برخی قواعد و ضوابط نیز در این راستا وضع گردید. و عملکرد خلفای راشدین باعث حفاظت وصیانت احادیث گردید. دیدگاه دوم: مستشرقین برخی شبهات را در مورد جمع وتدوین سنت وپیرامون عملکرد خلفای راشدین مطرح نموده و اینگونه وانمود میسازند که گویا این شبهات بحثهای مسلم و پذیرفته شده است که ما در این مقاله میکوشیم شک و شبهات آنها را مخصوصاً پیرامون عملکرد خلفای راشدین مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم
بررسی میزان تأثیرگذاری عوامل بر انتخاب رسانهای افراد
The purpose of this article is to examine the impact of various factors that play a role in people\u27s media choices. Understanding these factors is crucial, as media plays a significant role in shaping public opinion and social behavior in the modern information and communication era. A quantitative research approach was employed, utilizing a random sampling method for data collection. The study’s statistical population consists of third and fourth-year students from three departments of the Faculty of Communication and Journalism, as well as faculty professors. To enhance the theoretical foundation, this research integrates choice and satisfaction theories. The findings indicate that younger individuals tend to prefer digital media and social networks, whereas older individuals are more inclined toward traditional media such as television and newspapers. Moreover, individuals who prioritize family values are more likely to engage with media that offers family-oriented content. Similarly, people tend to favor media that aligns with their political ideology.هدف این مقاله بررسی میزان تأثیرگذاری عوامل مختلفی است که بر انتخاب رسانهای افراد نقش دارند. این موضوع از آنجای اهمیت دارد که در عصر اطلاعات و ارتباطات، رسانهها بهعنوان ابزارهای اصلی شکلدهنده افکارعمومی و رفتارهای اجتماعی شناخته میشوند. این تحقیق با استفاده از رویکرد کمی به جمعآوری دادهها و اطلاعات میپردازد و برای جمعآوری دادهها، از روش نمونهگیری تصادفی استفاده میکند. جامعه آماری این تحقیق محصلان صنف سوم و چهارم دیپارتمنتهای سهگانهی پوهنځی ارتباطات و ژورنالیزم و همچنان استادان این پوهنځی میباشند. تلفیق تئوریهای انتخاب و رضایتمندی که قابلیت مفهومسازی انتخاب رسانهای افراد را دارند، بهعنوان چارچوب نظری در این تحقیق استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که جوانان بیشتر به رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی تمایل دارند، درحالیکه افراد مسنتر ممکناست به رسانههای سنتی مانند تلویزیون و روزنامهها علاقهمند باشند. افرادِ که به ارزشهای خانوادگی اهمیت میدهند، ممکن است به رسانههاییکه محتوای خانوادگی ارائه میدهند، تمایل بیشتری نشان دهند. به این ترتیب، افراد معمولاً به رسانههاییکه با ایدئولوژی سیاسی آنها همخوانی دارند، تمایل بیشتری نشان میدهند.هدف این مقاله بررسی میزان تأثیرگذاری عوامل مختلفی است که بر انتخاب رسانهای افراد نقش دارند. این موضوع از آنجای اهمیت دارد که در عصر اطلاعات و ارتباطات، رسانهها بهعنوان ابزارهای اصلی شکلدهنده افکارعمومی و رفتارهای اجتماعی شناخته میشوند. این تحقیق با استفاده از رویکرد کمی به جمعآوری دادهها و اطلاعات میپردازد و برای جمعآوری دادهها، از روش نمونهگیری تصادفی استفاده میکند. جامعه آماری این تحقیق محصلان صنف سوم و چهارم دیپارتمنتهای سهگانهی پوهنځی ارتباطات و ژورنالیزم و همچنان استادان این پوهنځی میباشند. تلفیق تئوریهای انتخاب و رضایتمندی که قابلیت مفهومسازی انتخاب رسانهای افراد را دارند، بهعنوان چارچوب نظری در این تحقیق استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که جوانان بیشتر به رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی تمایل دارند، درحالیکه افراد مسنتر ممکناست به رسانههای سنتی مانند تلویزیون و روزنامهها علاقهمند باشند. افرادِ که به ارزشهای خانوادگی اهمیت میدهند، ممکن است به رسانههاییکه محتوای خانوادگی ارائه میدهند، تمایل بیشتری نشان دهند. به این ترتیب، افراد معمولاً به رسانههاییکه با ایدئولوژی سیاسی آنها همخوانی دارند، تمایل بیشتری نشان میدهند
تحلیل نقش ارزشیابی توصیفی در یادگیری پایدار دانشآموزان
Evaluation is a systematic process of collecting, analyzing, and interpreting information to determine whether educational objectives are being achieved. Educational evaluation serves as a means of assessing current conditions and comparing them with the desired outcomes. Descriptive evaluation is an approach that provides a structured environment in which students can engage in deeper learning within the classroom. Rather than focusing solely on final examinations and numerical scores, it emphasizes the overall teaching and learning process, taking into account students\u27 emotional, social, and even physical development. Descriptive evaluation encompasses various assessment methods, including subjective tools, questionnaires, self-assessment, interviews, observations, daily logs, reports, and multiple forms of testing.ارزشیابی به یک فرایند نظامدار برای جمعآوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات گفته میشود، به این منظور که آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا به چه میزانی در حال تحقق یافتن هستند. ارزشیابی آموزشی روشی برای مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب است. ارزشیابی توصیفی الگوی است كه تلاش میكند زمینه ای را فراهم سازد تا دانشآموزان در صنف درس با نشاط بهتر و عمیقتر مطالبدرسی را یاد بگیرند. به جای توجه افراطی به امتحان پایانی و نمره، روند یاددهی و یادگیری را مورد توجه قرار میدهد و رشدعاطفی و اجتماعی و حتی جسمانی دانشآموز را نیز در نظر میگیرد. ارزشیابی توصیفی به توصیف ارزشیابیهای گوناگون که به شیوههای متنوع از دانشآموزان بهعمل میآید، میپردازد. ارزشیابی توصیفی با استفاده از ابزارهای ذهنی، پرسشنامهها و نگرشسنجها، ارزیابی خودی، روشهای مصاحبهای، مشاهدهای، واقعهنگاری و گزارشهای روزانه و آزمونهای متنوع انجام میگیرد.ارزشیابی به یک فرایند نظامدار برای جمعآوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات گفته میشود، به این منظور که آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا به چه میزانی در حال تحقق یافتن هستند. ارزشیابی آموزشی روشی برای مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب است. ارزشیابی توصیفی الگوی است كه تلاش میكند زمینه ای را فراهم سازد تا دانشآموزان در صنف درس با نشاط بهتر و عمیقتر مطالبدرسی را یاد بگیرند. به جای توجه افراطی به امتحان پایانی و نمره، روند یاددهی و یادگیری را مورد توجه قرار میدهد و رشدعاطفی و اجتماعی و حتی جسمانی دانشآموز را نیز در نظر میگیرد. ارزشیابی توصیفی به توصیف ارزشیابیهای گوناگون که به شیوههای متنوع از دانشآموزان بهعمل میآید، میپردازد. ارزشیابی توصیفی با استفاده از ابزارهای ذهنی، پرسشنامهها و نگرشسنجها، ارزیابی خودی، روشهای مصاحبهای، مشاهدهای، واقعهنگاری و گزارشهای روزانه و آزمونهای متنوع انجام میگیرد
علل عقبماندگی افغانستان و راههای بیرونرفت آن در روشنایی سنت
Every Islamic country should try to take the lead from other countries in religious and religious affairs, especially our dear country (Afghanistan), which has faced and is facing problems at different times. Most backward countries are under the influence of other countries. Case: ( وَأَعِدُّواْ لَهُم مَا اسْتَطَعْتُمَ مُن قُوَّةٍ3). It is clear from the holy verse that Muslims are ahead of others in every way, not following in the footsteps. Today, Muslims have lagged behind others in worldly affairs. I went to insert it in the light of tradition and finally conclude Racial and political differences have provoked them to fight against each other. And also the political differences on this earth continue that one group thinks they are right and the other side is wrong while they are both Muslims. In any case, the advantages and positive points of one group may be more obvious than the other, but the purpose of this superiority is not cursing and cursing over others.هر کشور اسلامی باید سعی نماید در امور دینی و دنیوی از کشورهای دیگر پیشگام باشد. باالخصوص کشور عزیز ما (افغانستان) که در زمانهای مختلف به مشکلات روبرو بوده و میباشد. اکثر کشورهای عقبمانده تحت تأثیر دیگر کشورها قرار میگرند؛ استقلال خود را از دست میدهند. حال آنکه اللهجل جلاله در قرآن کریم فرموده که مسلمانها باید هرگونه آمادگی در مقابل تجاوز کفار داشته باشند. الله جل جلاله در این مورد فرموده) وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ([1]. ترجمه: برای (مبارزه با) آنان تا آنجا كه میتوانید نیروی (مادی و معنوی) و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید….از آیه متبرکه معلوم میشود که باید مسلمانها از هرنگاه از دیگران پیشگام باشند نه دنبالهرو؛ اما مسلمانان امروز برعکس در امور دنیوی از دیگران کرده عقبماندهتر اند. بناءً، دراین مقاله علمی کوشش نمودم که علل عقبماندگی را تعریف نمایم و بعداً انواع عقبماندگی، اسباب عقبماندگی افغانستان، و راهای بیرونرفت آن را در روشنایی سنت درج و در اخیر نتیجهگیری نمایم.
هر کشور اسلامی باید سعی نماید در امور دینی و دنیوی از کشورهای دیگر پیشگام باشد. باالخصوص کشور عزیز ما (افغانستان) که در زمانهای مختلف به مشکلات روبرو بوده و میباشد. اکثر کشورهای عقبمانده تحت تأثیر دیگر کشورها قرار میگرند؛ استقلال خود را از دست میدهند. حال آنکه اللهجل جلاله در قرآن کریم فرموده که مسلمانها باید هرگونه آمادگی در مقابل تجاوز کفار داشته باشند. الله جل جلاله در این مورد فرموده) وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ([1]. ترجمه: برای (مبارزه با) آنان تا آنجا كه میتوانید نیروی (مادی و معنوی) و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید….از آیه متبرکه معلوم میشود که باید مسلمانها از هرنگاه از دیگران پیشگام باشند نه دنبالهرو؛ اما مسلمانان امروز برعکس در امور دنیوی از دیگران کرده عقبماندهتر اند. بناءً، دراین مقاله علمی کوشش نمودم که علل عقبماندگی را تعریف نمایم و بعداً انواع عقبماندگی، اسباب عقبماندگی افغانستان، و راهای بیرونرفت آن را در روشنایی سنت درج و در اخیر نتیجهگیری نمایم.
 
درآمد سرانه و امید به زندگی در افغانستان
Understanding the factors that influence life expectancy is crucial for formulating effective economic policies. Higher life expectancy reflects better economic, social, and health conditions in a society and is considered an investment in human capital. This study examines the impact of per capita income on life expectancy in Afghanistan using time series data from 2001 to 2020. Per capita income is one of the key determinants of life expectancy in all societies. Higher per capita income implies better access to goods and services, healthier nutrition, improved healthcare services, and greater overall well-being. To analyze the relationship and estimate the coefficients, the Auto-Regressive Distributed Lag (ARDL) model is applied. The results indicate that GNI per capita has a positive and significant relationship with life expectancy in both the long and short run. A 1% increase in GNI per capita is associated with a 3.19-year increase in the long run and a 5.17-year increase in the short run. Government health expenditures and the education index also have a positive and significant impact on life expectancy in both the long and short term, whereas unemployment has a negative and significant effect in both periods.شناخت عوامل مؤثر بر امید به زندگی در امر تدوین پالیسیهای مؤثر اقتصادی یک امر حیاتی است. امید به زندگی بالاتر افادهکننده وضعیت بهتر اقتصادی، اجتماعی، و صحی افراد جامعه بوده، و بهعنوان سرمایهگذاری در سرمایه انسانی پنداشته میشود. هدف این تحقیق مطالعه تأثیرات درآمد سرانه بر امید به زندگی در افغانستان با استفاده از دادههای سریزمانی (2001 الی 2020) میباشد. درآمد سرانه یکی از مؤثرترین عامل بر امید به زندگی در همه جوامع است. درآمد بیشتر به معنای دسترسی به امکانات مادی بهتر، تغذیه سالمتر، دسترسی به خدمات صحی با کیفیتتر، و غالباً روان شادتر بوده؛ که طول عمر را متأثر میسازد. برای تبیین رابطه و تخمین ضرایب از مُدل خود رگرسیونی با وقفههای توزیعی (ARDL) استفاده گردیده است. نتایج بدستآمده حاکی از آنست که درآمد ناخالص ملی سرانه در درازمدت و کوتاهمدت با امید به زندگی رابطه مثبت و معنادار داشته، طوریکه با یک درصد افزایش در درآمد، امید به زندگی (3.19 سال در درازمدت و 5.17 سال در کوتاهمدت) افزایش خواهد کرد. مخارج صحی دولت و شاخص آموزش نیز در درازمدت و کوتاهمدت تأثیر مثبت و معنادار بالای امید به زندگی داشته؛ حالانکه بیکاری در کوتاهمدت و درازمدت بالای امید به زندگی تأثیر منفی و معنادار دارد.شناخت عوامل مؤثر بر امید به زندگی در امر تدوین پالیسیهای مؤثر اقتصادی یک امر حیاتی است. امید به زندگی بالاتر افادهکننده وضعیت بهتر اقتصادی، اجتماعی، و صحی افراد جامعه بوده، و بهعنوان سرمایهگذاری در سرمایه انسانی پنداشته میشود. هدف این تحقیق مطالعه تأثیرات درآمد سرانه بر امید به زندگی در افغانستان با استفاده از دادههای سریزمانی (2001 الی 2020) میباشد. درآمد سرانه یکی از مؤثرترین عامل بر امید به زندگی در همه جوامع است. درآمد بیشتر به معنای دسترسی به امکانات مادی بهتر، تغذیه سالمتر، دسترسی به خدمات صحی با کیفیتتر، و غالباً روان شادتر بوده؛ که طول عمر را متأثر میسازد. برای تبیین رابطه و تخمین ضرایب از مُدل خود رگرسیونی با وقفههای توزیعی (ARDL) استفاده گردیده است. نتایج بدستآمده حاکی از آنست که درآمد ناخالص ملی سرانه در درازمدت و کوتاهمدت با امید به زندگی رابطه مثبت و معنادار داشته، طوریکه با یک درصد افزایش در درآمد، امید به زندگی (3.19 سال در درازمدت و 5.17 سال در کوتاهمدت) افزایش خواهد کرد. مخارج صحی دولت و شاخص آموزش نیز در درازمدت و کوتاهمدت تأثیر مثبت و معنادار بالای امید به زندگی داشته؛ حالانکه بیکاری در کوتاهمدت و درازمدت بالای امید به زندگی تأثیر منفی و معنادار دارد
بررسی رابطه بین کیفیتزندگی، استرس، اضطراب و افسردگی در میان محصلین پوهنتون کابل
Quality of life is a crucial indicator of genuine progress in societies and is often associated with common psychological disorders. This study explores the relationship between stress, anxiety, depression, and quality of life among 382 students at Kabul University using stratified random sampling. Participants completed the WHO Quality of Life Questionnaire (WHO-QOL) and the Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS). Data were analyzed using Pearson\u27s correlation and multiple regression. Results indicated that stress, anxiety, and depression significantly predict students\u27 quality of life. Given the crucial role of universities in shaping future generations and the large youth population, attention to students\u27 mental well-being and life satisfaction is vital. It is recommended that universities expand their psychological counseling and support services. Moreover, integrating stress management training and mental health awareness into university curricula can contribute to improving the overall psychological health and academic success of students.کیفیت زندگی از بعاد مهم برای بررسی پیشرفت واقعی در جوامع بوده و از اهمیت زیادی برخوردار است. کاهش آن با اختلالات روانی رایج مرتبط است. این تحقیق به بررسی رابطه استرس، اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی در میان ۳۸۲ محصل پوهنتون کابل پرداخته است. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقهای انجام شد و داده ها با استفاده از پرسشنامه های (WHO-QOL) و (DASS) گردآوری شدند. تحلیل آماری با همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که استرس، اضطراب و افسردگی به طور معناداری کیفیت زندگی را پیشبینی میکنند. با توجه به نقش کلیدی پوهنتون در شکل دهی به آینده جوانان و سهم بالای جمعیت جوان در جامعه، توجه به رفاه روانی و کیفیت زندگی در محیطهای آموزشی ضروری است. پیشنهاد میشود خدمات مشاوره روانی، آموزش مهارت های مقابله با استرس و افزایش آگاهی در مورد سلامت روان به عنوان بخشی از برنامه درسی پوهنتونها در نظر گرفته شود.کیفیت زندگی از بعاد مهم برای بررسی پیشرفت واقعی در جوامع بوده و از اهمیت زیادی برخوردار است. کاهش آن با اختلالات روانی رایج مرتبط است. این تحقیق به بررسی رابطه استرس، اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی در میان ۳۸۲ محصل پوهنتون کابل پرداخته است. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقهای انجام شد و داده ها با استفاده از پرسشنامه های (WHO-QOL) و (DASS) گردآوری شدند. تحلیل آماری با همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که استرس، اضطراب و افسردگی به طور معناداری کیفیت زندگی را پیشبینی میکنند. با توجه به نقش کلیدی پوهنتون در شکل دهی به آینده جوانان و سهم بالای جمعیت جوان در جامعه، توجه به رفاه روانی و کیفیت زندگی در محیطهای آموزشی ضروری است. پیشنهاد میشود خدمات مشاوره روانی، آموزش مهارت های مقابله با استرس و افزایش آگاهی در مورد سلامت روان به عنوان بخشی از برنامه درسی پوهنتونها در نظر گرفته شود
بررسی حرکت کمره و نقش آن در فرایند تولید فلم با تأکید بر ابعاد زیبایی شناسی و روایت تصویری
Camera movement, as one of the fundamental and pivotal elements of cinematic language, plays a decisive role in constructing meaning, creating atmosphere, conveying emotions, establishing visual rhythm, and advancing the narrative. This study, using a review-analytical approach, examines various types of camera movements and their impact on visual aesthetics, narrative rhythm, and message transmission, particularly within the context of Afghan cinema. Drawing on credible sources and analyzing notable films such as A Letter to the President (Roya Sadat), Kabul Kid (Barmak Akram), and Opium War (Siddiq Barmak), the findings indicate that camera movement is not merely a technical or mechanical tool, but an independent, creative, and meaning-making language in the filmmaking process. The results further reveal that the variety, quality, and method of employing these movements can convey complex layers of semantic, emotional, and psychological meaning. Ultimately, the role of camera movement in Afghan cinema requires reconsideration, specialized training, and the adoption of innovative approaches.حرکت کمره بهعنوان یکی از عناصر بنیادین و کلیدی زبان سینما، نقشی تعیینکننده در خلق معنا، فضاسازی، القای احساس، ایجاد ریتم بصری و پیشبرد روایت ایفا میکند. این پژوهش با رویکرد مرور-تحلیلی، به بررسی گونههای مختلف حرکات کمره و تأثیر آنها بر زیباییشناسی بصری، ریتم روایت و انتقال پیام، بهویژه در بستر سینمای افغانستان، میپردازد. با اتکا برمنابع معتبر و تحلیل نمونههای شاخصی چون «نامهای به رئیسجمهور» (رویا سادات)، «بچه کابلی» (برمک اکرم) و «جنگ تریاک» (صدیق برمک)، یافتهها نشان میدهد که حرکت کمره صرفاً ابزاری تکنیکی و مکانیکی نیست، بلکه زبانی مستقل، خلاق و معناساز در فرآیند فیلمسازی است. نتایج بیانگر آن است که تنوع، کیفیت و شیوهی بهکارگیری این حرکات میتواند لایههای پیچیدهای از مفاهیم معنایی، عاطفی و روانی را به مخاطب منتقل سازد. در نهایت، جایگاه حرکت کمره در سینمای افغانستان مستلزم بازنگری، توسعه آموزش تخصصی و بهرهگیری از رویکردهای نوین است.حرکت کمره بهعنوان یکی از عناصر بنیادین و کلیدی زبان سینما، نقشی تعیینکننده در خلق معنا، فضاسازی، القای احساس، ایجاد ریتم بصری و پیشبرد روایت ایفا میکند. این پژوهش با رویکرد مرور-تحلیلی، به بررسی گونههای مختلف حرکات کمره و تأثیر آنها بر زیباییشناسی بصری، ریتم روایت و انتقال پیام، بهویژه در بستر سینمای افغانستان، میپردازد. با اتکا برمنابع معتبر و تحلیل نمونههای شاخصی چون «نامهای به رئیسجمهور» (رویا سادات)، «بچه کابلی» (برمک اکرم) و «جنگ تریاک» (صدیق برمک)، یافتهها نشان میدهد که حرکت کمره صرفاً ابزاری تکنیکی و مکانیکی نیست، بلکه زبانی مستقل، خلاق و معناساز در فرآیند فیلمسازی است. نتایج بیانگر آن است که تنوع، کیفیت و شیوهی بهکارگیری این حرکات میتواند لایههای پیچیدهای از مفاهیم معنایی، عاطفی و روانی را به مخاطب منتقل سازد. در نهایت، جایگاه حرکت کمره در سینمای افغانستان مستلزم بازنگری، توسعه آموزش تخصصی و بهرهگیری از رویکردهای نوین است